X
تبلیغات
رایتل

 

یکی بود یکی نبود،
یک بچه کوچیک بداخلاقی بود.
پدرش به او یک کیسه پر از میخ و یک چکش داد و گفت:
هر وقت عصبانی شدی،
یک میخ به دیوار روبرو بکوب.

 

روز اول پسرک مجبور شد 37 میخ به دیوار روبرو بکوبد.
در روزها و هفته ها ی بعد که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کمتر عصبانی شود،
تعداد میخ هایی که به دیوار کوفته بود رفته رفته کمتر شد..
پسرک متوجه شد که آسانتر آنست که عصبانی شدن خودش را کنترل کند تا آنکه میخ ها را در دیوار سخت بکوبد.

بالأخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بود و موضوع را به پدرش یادآوری کرد.
پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازاء هر روزی که عصبانی نشود،
یکی از میخ هایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده بوده است را از دیوار بیرون بکشد

روزها گذشت تا بالأخره یک روز پسر جوان به پدرش روکرد و گفت همه میخ ها را از دیوار درآورده است.
پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیواری که میخ ها بر روی آن کوبیده شده و سپس درآورده بود، برد.

پدر رو به پسر کرد و گفت:
« دستت درد نکند، کار خوبی انجام دادی ولی به سوراخ هایی که در دیوار به وجود آورده ای نگاه کن !!
این دیوار دیگر هیچوقت دیوار قبلی نخواهد بود

پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می گوئی مانند میخی است که بر دیوار دل طرف مقابل می کوبی..
تو می توانی چاقوئی را به شخصی بزنی و آن را درآوری،
مهم نیست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم که آن کار را کرده ام،
زخم چاقو کماکان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند.
یک زخم فیزکی به همان بدی یک زخم شفاهی است.

دوست ها واقعاً جواهر های کمیابی هستند ،
آنها می توانند تو را بخندانند و تو را تشویق به دستیابی به موفقیت نمایند.
آنها گوش جان به تو می سپارند و انتظار احترام متقابل دارند
و آنها همیشه مایل هستند قلبشان را به روی ما بگشایند»

 

یک نسخه از این نوشته را برای هرکسی که او را بعنوان دوست می شناسید بفرستید،
حتی اگر آنها را برای دوستی که خودش این متن را برای شما فرستاده است، بفرستید.
اگر مجدداً این متن به خودتان بازگشت ،
بمعنای آن است که شما در یک دایره ای از دوستان خوب قرار گرفته اید...

 

شما دوست من هستید و من به شما افتخار می کنم.

 

لطفاً اگر من در گذشته در دیوار شما حفره ای ایجاد کرده ام مرا ببخشید

 

 

این متن رو یکی از بهترین دوستام برام فرستاد من هم اینجا برای شما عزیزان گذاشتمش تا شما هم برا دوستاتون بفرستید



تاریخ : یکشنبه 30 خرداد‌ماه سال 1389 | 10:51 ق.ظ | چاپ | نویسنده: اکبری | نظرات (7) (0 لایک)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.