X
تبلیغات
رایتل

منوچهر احترامی داستان نویس کودکان و نوجوانان بود که در اسفند 87 دیده از جهان فروبست

متن زیر داستان کوتاهی از اوست

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند

قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند

لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند

عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند

حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خورده شدن  به دنیا می آیند

تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است

اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان؟!! 

 



تاریخ : سه‌شنبه 22 فروردین‌ماه سال 1391 | 08:38 ق.ظ | چاپ | نویسنده: اکبری | نظرات (0)

بنده ای خدا را گفت: 

اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم؟ 

خدا گفت: 

شاید نوشته باشم هر چه دعا کند ...



تاریخ : چهارشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1391 | 01:38 ب.ظ | چاپ | نویسنده: اکبری | نظرات (5)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.