X
تبلیغات
رایتل

برگزاری مسابقات والیبال در باشگاه ورزشی شیرکلا 

 

لطفا کلیک کنید



تاریخ : شنبه 28 آذر‌ماه سال 1388 | 01:05 ب.ظ | چاپ | نویسنده: اکبری | نظرات (3)

کـــــــاش !!............

کاش مـی دانستیم زندگی کوتاست ...

خیلــــــــــــی کوتاه !....

کاش از ثانیه ها و لحظه های زندگی لذت می بردیم ٬

کاش قلبــی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم

کاش همه را دوست داشتیم ...

کاش معنی صداقت را ما هم می فهمیدیم !!....

کاش هیچ کودک فقیری دیگر خواب نان تازه وداغ را نمی دید

کاش دلهایمان دریایی می شد !!

کاش مـی فهمیدیم زندگی زیباست ولذت مـی بردیمش تا نهایت...

کاش مـی دانستیم که ما نمـی دانیم فردا برایمان چه اتفاقی می افتد

کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دلهای زخم خورده نبود ...کاش...............



تاریخ : پنج‌شنبه 12 آذر‌ماه سال 1388 | 11:08 ق.ظ | چاپ | نویسنده: اکبری | نظرات (11)

موش ازشکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود.

 

موش لب هایش را لیسید و با خود گفت :« کاش یک غذای حسابی باشد .»

 

اما همین که بسته را باز کردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یک تله موش خریده بود.

 

 

موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید را به همه ی حیوانات بدهد . او به هرکسی که می رسید ، می گفت :« توی مزرعه یک تله موش آورده اند صاحب مزرعه یک تله موش خریده است . . . »!

 بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 4 آذر‌ماه سال 1388 | 08:50 ق.ظ | چاپ | نویسنده: اکبری | نظرات (4)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.